|
دوستای خوب سلام شاید دیگه پست نذارم اینجا فقط برا آزمون بود یادم رفته بود ببخشید همگی موفق باشید
خواستم از کفر بنویسم روایتی دیدم که خیلی جالب بود برایتان پست کردم :
و كفر بر چهار ستون است: فسق، غلوّ، شكّ، و شبهه. و فسق چهار شاخه دارد: تندخوئى، كوردلى، بىتوجّهى، سركشى. پس فرد خشن و تندخو مؤمن را خوار و فقيهان و دينشناسان را دشمن دارد و بر گناه اصرارورزد. و شخص كوردل ذكر را فراموش كند و ناسزاگو شود و با آفريدگارش به ستيزه پردازد و شيطان بر او چيره گردد. و كسى كه بىتوجّهى و غفلت كند بر خود جنايت نموده، و انديشهاش واژگون گردد، و گمراهى خود را رشد و صلاح پندارد، و آرزوها او را بفريبد تا عمر او به سر آيد و پايان پذيرد، و پرده از ديدهاش برافتد. و آنچه از خدا گمان نمىكرد آشكار گردد در اين هنگام تمام وجودش را افسوس و حسرت فرا گيرد. و هر كس كه از فرمان الهى سرپيچى كند به وادى شكّ و ترديد افتد و خدا بر او بزرگى كند سپس با قدرت خود خوار و ذليلش سازد، و با جلال و عظمت خود كوچكش كند. بدانسان كه در طول زندگى خود كوتاهى كرده و به آفريدگار بخشندهاش مغرور گرديده بود. (1) و غلوّ يا همان زيادهروى در آئين دين چهار شاخه دارد: موشكافى، ستيزهجوئى، و انحراف از حقّ، و گردنكشى. بنا بر اين هر كس كه با اوهام خود موشكافى كند به حقّ دست نيابد، و از اين كار جز غرق شدن در رنج و درد چيزى عايدش نگردد. و هيچ خيال و تصوّرى از او دور نشود جز اينكه پندارى ديگر گريبانگيرش شود، از اين رو هميشه درگير افكارى پريشان و مضطرب است. جماعتى كه با هم جنگ و ستيز كنند سستى و كاهلى در ميانشان افتد، و به سبب لجاجت بسيار كارشان به تباهى و فساد گرايد. و كسى كه از حقّ منحرف شود خوبى در نزدش بد و بدى در نزد او نيك جلوه كند و سرمست گمراهى گردد. و آن كس كه به لجاجت پردازد راههايش تاريك گردد. و كارش بر او پيچيده شود، و در تنگنا قرار گيرد، و هر كس از راه و طريقى به جز راه اهل ايمان پيروى كند سزايش بركنارى از دين و آئينش خواهد بود. و شكّ چهار شاخه دارد: ستيز در كلام، هراس، دو دلى، و خودباختگى. پس ستيزهكاران به كدام يك از نعمتهاى پروردگارت چون و چرا كنند؟! و آن كس كه پيش رويش او را به هراس افكند به قهقرا برمىگردد. و كسى كه در آئين دين خويش دودلى كند گذشتگان از او پيشى گيرند و آيندگان نيز از او پيش افتند و شياطين او را زير پا گيرند. و هر كس كه تسليم تباهى دنيا و آخرت شود هر دو سرا را از كف بدهد. و هر كس نجات يافت پس به بركت و فضل يقين بوده است. شبهه چهار شاخه دارد: شادمان شدن به زيور، خودآرائى، توجيه كجروى، و آميختن حقّ به باطل. و اين براى آنست كه زيور و آرايش مانع برهان و كلامواقع و حقّ است، و خودآرائى موجب افتادن در شهوت است. و كج روى صاحبش را سخت منحرف سازد. و آميختن حقّ به باطل تيرگيهائى است روى هم انباشته. و اين بود كفر و اركانش. و نفاق بر چهار ستون است: هواپرستى، سهل انگارى، خشم، و آز و طمع. و از اينها هواپرستى چهار شاخه دارد: ستم، تجاوز و دشمنى كردن، شهوت، و سركشى. پس هر كس كه ستم روا دارد گرفتاريهايش افزون گردد و تنها بماند، و بر عليه خود يارى شود. و كسى كه تجاوز و دشمنى كند از سختيها نياسايد و قلبش آرام نگيرد. و هر كس كه نفس خود را از شهوات سرزنش نكند به درياى افسوس و اندوه فرو رود و در آن غوطهور گردد. و كسى كه سركشى كند بىهيچ بهانه و دليلى- و دانسته- گمراه گردد. و امّا شاخههاى سهل انگارى عبارتند از: خود را بزرگ شمردن، و بخود باليدن، و امروز و فردا كردن، و آرزو. و اين بدان جهت است كه بزرگى نمودن از حقّ باز دارد و بخود باليدن در اين سراى دنيا موجب كوتاهى در امر آخرت گردد. و امروز و فردا كردن در كار سبب كورى و فرو افتادن در چاه گمراهى است. و چنانچه آرزو نمىبود انسان حساب كار خود را مىكرد. و اگر به حساب كارش مىرسيد از ترس و هراس جان مىداد. و امّا شاخههاى خشم عبارت است از: تكبّر، فخر، بىپروائى، و تعصّب. پس كسى كه كبر ورزد از حقّ روى گرداند. و هر كس كه فخر فروشى كند كارش به هرزگى كشد. و كسى كه بىپروائى ورزد در پستى پافشارى كند. و هر كس كه سرسختى در نادرستى او را فرا گيرد ستم كند. پس چه بد موقعيّتى است بسر بردن در ميان روى گرداندن از حقّ؛ و هرزگى و پافشارى. و شاخههاى طمع عبارتند از: شادمانى به لذّت گذرا، و مرح، و سرسختى، و تكبّر. پس پيوسته شادان بودن در نزد خداى امرى است ناپسند، و خراميدن به ناز خودپسندى است. و آن سرسختى كه فرد را به حمل گناهان وادار نمايد يك بلا و گرفتارى است. و تكبّر؛ سرگرمى و بازى و مشغوليّت بوده و تعويض خوباست با بد (يعنى: از دست دادن عمر گرانمايه به بيهودگى). پس اين بود نفاق و ستونها و شعبههاى آن. خداوند بر تمام بندگانش غالب و چيره است، نامش بلند است و توان و قدرتش استوار. نيرويش سخت است و بركاتش لبريز. حكمتش نورانى است. و حجّتش پيروز، و دينش پاك و خالص. سخنش حقّ است و نيكيهايش پيش و برتر. نسبتش پاك و روشن است و موازينش عادلانه. پيامهايش رسا است و نگهبانانش حاضر. بدكردارى را گناه دانسته، و گناه را فتنه، و فتنه را آلودگى و چرك. و خوش كردارى را كاميابى دانسته است و عذر خواهى را توبه، و بازگشت را پاككننده. پس هر كس كه توبه كرد هدايت يافت. و آن كس كه گرفتار فتنه شد تا مادامى كه به سوى خدا به توبه بازنگشته و به گناه خويش اعتراف نكرده و پاداش نيكو را باور ننموده است پيوسته در گمراهى بسر برد. و هرگز بر خدا دليرى نورزد جز كسى كه محكوم به نيستى و نابودى است. خدا را خدا را! چه وسيع است اين اوصافش: قبول توبه و رحمت، و مژده و ملايمت و صبر عظيمش. و چه سخت است آن شكنجهها و دوزخ، و عزّت و قدرت و سختگيرى او! پس هر كس كه به طاعت الهى دست يافت كرامتش را برگزيده، و كسى كه پيوسته در نافرمانى خداست عذاب دردناكش را خواهد چشيد، آنجاست عاقبت آن سرا. تحف العقول-ترجمه جعفرى خطبهاى از آن حضرت عليه السلام در بيان ايمان و كفر و اركان و شعبههاى آن دو ..... ص : 149 منبع: راهیان حضور
از این فلات سربلند میگوید از ایران ما مردی از نسل دلیران میشود ما میتوانیم ای یادگار آرش از اتحاد مردم نقش تمدن توست برای دیدن کلیپ به فرمت 3gp اینجا را کلیک فرمایید .
به امید روزی که بکنه فرج بیاد وظالما رو بکنه فلج مردی اومده دنبال علل تا بترکونه سازمان ملل ...... برای دیدن کلیپ به فرمت 3gp اینجا را کلیک فرمایید .
یکی می دونه یکی نمی دونه ولی ماه پشت ابر نمی مونه گوش کنین تا بهتون بگم دیگه صدای دل مردم داره می گه ..... برای دیدن کلیپ به فرمت 3gp اینجا را کلیک فرمایید .
سلام عیدتان مبارک برای خواندن یک درد دل قشنگ با امام عزیز رویش سرخ رویش سرخ را مطالعه فرمایید.
ای دولت عشق و اقتدار ای که لرزانده ای پشت ظالمان ای دشمنان زبون ز خــُـلق ِ چون رجائیت مهر علی در ریشه ات ، آرمان تو آورد پیام انقلابمان به یاد دانش و فرّ ما گشته پر ثمر اشک یتیمان درد ما شده مهر علی در پیشه ات آرمان تو آورد پیام انقلابمان به یاد با تو در جبهه پابرهنگان استوار در مسیر و مکتب امام من آنچه بر تو رفته چون به خاطر آورم مهر رهبری در ریشه ات
هر کسی دنبال خبر می گرده شاعر: امیر پیرنهان برای دیدن کلیپ این شعر به فورمت 3gp (گوشی همراه)اینجا را کلیک کنید.
هو المحبوب تقدیم به دکتر که بسیار دوستش داریم هنوزم فانوس این دهکده ام حرمت نفت و طلا تو خونمه تو رو با تموم حرفا دوس دارم اسمتون هنوز سر زبونمه واسه کاشیکاریات دلواپسم واسه حوضای عمیق نقاشی واسه آینه کاری طاقای نور واسه گنجشککای اشی مشی هنوزم ساقه ی لاله های تو تازه از اشکای پنهون منه مشتی از خاکتو بردار و ببین تو رگاش نفت تو و خون منه اگه من مثل درختا ایستادم ریشه هام تو دستای تو محکمه رگام از تو خون می گیره شب و روز منو با اسم تو می شناسن همه مال من باش و نذار ستاره ها مث فانوسای مرده بد بشن وقتی سرما می زنه زمستونا از سر نعش درختا رد بشن برای دیدن کلیپ این آهنگ در فرمت 3gp(گوشی موبایل) لطفا اینجا را کلیک کنید.
شیطونک کوچولو با آب رودخانه افتاد تو یک برکه. با خودش گفت: یعنی رسیدم. یعنی اینجا دریاست. گوش داد صدایی نمی آمد. باز هم گوش داد همه جا ساکت و آرام بود. با خودش گفت: می گویند دریا موج دارد، آرام و قرار ندارد، مدام صدای کوبشش را می شنوی. پس کو؟ شیطونک قرمز شروع کرد به شنا کردن و سرک کشیدن. شاید دریا خواب باشد. اگر بیدار شد حتما صدایش را می شنوم. یک هو پشت یک صخره تو کف برکه شیطونک یک ماهی قرمز کوچولو را دید. روی شکم این ماهی کوچولو یک تصویر قشنگ موج داری بود. شیطونک بهش سلام داد. ماهی قرمز کوچولو جوابش را با ناز داد. شیطونک اسمش رو پرسید. ماهی کوچولو جواب داد من صدفی ام صدفی. شیطونک پرسید تو می دونی دریا کجاست؟ صدفی نگاهی به صدف رو شکمش کرد و پشت چشمی نازک کرد و از کنار شیطونک گذشت. انگاری سرش خیلی شلوغ بود. شاید هم سوال شیطونک براش بی اهمیت بود.... صدفی همین که خودش را معرفی کرده بود خیلی هنر کرده بود. آنقدر صدفی سرش به موج های صدف شکمش گرم بود که کسی را نه می دید و نه چیزی را می شنید.... گمانش همه ی گمشده اش همین صدفی بود که با خود داشت... به گمانش او صدف که داشت انگاری دریا را داشت ....دیگر خیلی وقت بود که به دریا فکر نمی کرد ....خواب دریا را هم نمی دید.... چند روز بعد باران بارید. شیطونک خودش را به سطح برکه کشاند. بعد همرا ه سیل به رودخانه رسید و بعد راهی دریا شد... برکه چند وقت بعد آبش خشکید. صدفی خیلی تقلا کرد....تقلاهایش تشنه ترش کرد ....آب پیدا نکرد ....صدفی مرد....دریا مرد....
پی نوشت: دوستی بود که یک پلاکی به گردنش بود و می گفت مال شهید است و من شهدا را دوست دارم ....اما این دوست اصلا ولایت فقیه را قبول نداشت.... این روزها عجیب یاد این دوست هستم ......
|
About
مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 Links
راهیان حضور |